بک X3 پرو
۱,۹۷۰,۰۰۰,۰۰۰
سهند E - اتوماتیک
۱,۲۷۰,۰۰۰,۰۰۰
دنا پلاس اتوماتیک توربو - آپشنال
۱,۶۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۱
ساینا S دوگانه سوز
۹۱۰,۰۰۰,۰۰۰
اطلس G
۹۹۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۵
فونیکس آریزو 8
۴,۰۶۰,۰۰۰,۰۰۰
رانا پلاس
۰
ری را
۲,۲۷۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶۳
ساینا S
۸۰۴,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۰۷
پژو ۲۰۷ دنده ای - پانوراما
۱,۳۷۳,۰۰۰,۰۰۰
اکستریم LX
۳,۹۵۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶
آریسان ۲
۸۴۲,۰۰۰,۰۰۰
تانک 300
۶,۹۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۷۹
ام وی ام X33 کراس اتوماتیک
۱,۹۰۵,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۱۳
شاهین اتوماتیک
۱,۵۰۳,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۹۲
دنا پلاس دنده ای - 6 سرعته
۱,۴۳۳,۰۰۰,۰۰۰
کیا اسپورتیج
۶,۱۳۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۱۷
پژو ۲۰۷ موتور TU3
۱,۱۴۳,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶۳
پژو ۲۰۷ اتوماتیک - پانوراما
۱,۵۹۴,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۶
فیدلیتی الیت ۵ نفره
۳,۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰
اطلس GL
۹۴۸,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۳
شاهین GL
۱,۳۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۶.۱۱
فونیکس آریزو ۶ پرو
۳,۱۲۵,۰۰۰,۰۰۰
مزدا 3
۵,۸۳۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۳۷
سورن پلاس - XU7P
۱,۰۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۵
کی ام سی J7
۲,۹۹۵,۰۰۰,۰۰۰
فردا موتورز فردا 511
۱,۵۷۵,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۰۷
جک J4
۱,۶۲۸,۰۰۰,۰۰۰
%۵.۸۵
کی ام سی ایگل
۱,۷۲۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۶
ام وی ام X22 پرو دنده ای
۱,۷۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۱۲
کی ام سی T9
۴,۶۱۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۳
پژو ۲۰۷ اتوماتیک
۱,۵۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۰۷
کی ام سی X5
۲,۹۰۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲۹
شاهین اتوماتیک پلاس
۱,۷۴۵,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۵۵
تارا اتوماتیک - V4
۱,۶۳۵,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۶۴
کوییک S
۸۰۸,۰۰۰,۰۰۰
اکستریم VX
۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲۴
فوتون تونلند G7
۴,۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۰۳
تارا دنده ای - V1 پلاس
۱,۳۶۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲
ریسپکت - تیپ 2
۲,۵۲۵,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۳
هایما ۸S
۳,۰۵۰,۰۰۰,۰۰۰
بک X3 پرو
۱,۹۷۰,۰۰۰,۰۰۰
سهند E - اتوماتیک
۱,۲۷۰,۰۰۰,۰۰۰
دنا پلاس اتوماتیک توربو - آپشنال
۱,۶۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۱
ساینا S دوگانه سوز
۹۱۰,۰۰۰,۰۰۰
اطلس G
۹۹۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۵
فونیکس آریزو 8
۴,۰۶۰,۰۰۰,۰۰۰
رانا پلاس
۰
ری را
۲,۲۷۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶۳
ساینا S
۸۰۴,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۰۷
پژو ۲۰۷ دنده ای - پانوراما
۱,۳۷۳,۰۰۰,۰۰۰
اکستریم LX
۳,۹۵۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶
آریسان ۲
۸۴۲,۰۰۰,۰۰۰
تانک 300
۶,۹۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۷۹
ام وی ام X33 کراس اتوماتیک
۱,۹۰۵,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۱۳
شاهین اتوماتیک
۱,۵۰۳,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۹۲
دنا پلاس دنده ای - 6 سرعته
۱,۴۳۳,۰۰۰,۰۰۰
کیا اسپورتیج
۶,۱۳۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۱۷
پژو ۲۰۷ موتور TU3
۱,۱۴۳,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۶۳
پژو ۲۰۷ اتوماتیک - پانوراما
۱,۵۹۴,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۶
فیدلیتی الیت ۵ نفره
۳,۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰
اطلس GL
۹۴۸,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۳
شاهین GL
۱,۳۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۶.۱۱
فونیکس آریزو ۶ پرو
۳,۱۲۵,۰۰۰,۰۰۰
مزدا 3
۵,۸۳۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۳۷
سورن پلاس - XU7P
۱,۰۸۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۵
کی ام سی J7
۲,۹۹۵,۰۰۰,۰۰۰
فردا موتورز فردا 511
۱,۵۷۵,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۰۷
جک J4
۱,۶۲۸,۰۰۰,۰۰۰
%۵.۸۵
کی ام سی ایگل
۱,۷۲۰,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۱۶
ام وی ام X22 پرو دنده ای
۱,۷۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۱۲
کی ام سی T9
۴,۶۱۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۳
پژو ۲۰۷ اتوماتیک
۱,۵۴۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۰۷
کی ام سی X5
۲,۹۰۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲۹
شاهین اتوماتیک پلاس
۱,۷۴۵,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۵۵
تارا اتوماتیک - V4
۱,۶۳۵,۰۰۰,۰۰۰
%۱.۶۴
کوییک S
۸۰۸,۰۰۰,۰۰۰
اکستریم VX
۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲۴
فوتون تونلند G7
۴,۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰
%۲.۰۳
تارا دنده ای - V1 پلاس
۱,۳۶۰,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۲
ریسپکت - تیپ 2
۲,۵۲۵,۰۰۰,۰۰۰
%۰.۳۳
هایما ۸S
۳,۰۵۰,۰۰۰,۰۰۰

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زود هنگام مرسدس بنز ‌های برقی

منتشر شده در 11 دی 1404 ساعت 09:00
نویسنده محمد باهری
چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

از زمانی که مرسدس بنز ‌های برقی در بازار عرضه شده اند تاکنون، علی رغم قابلیت های جذاب نتوانسته اند موفقیت های زیادی بدست آورند اما چرا؟

مرسدس ‌بنز سال‌ ها نماد ثبات، اصالت و مهندسی بدون عجله بود؛ شرکتی که مدل ‌هایش گاهی بیش از یک دهه روی خط تولید می ‌ماندند و هر نسل حاصل پختگی و تکامل آرام بود. اما با ورود عصر خودروهای برقی این ریتم از هم پاشید. مدل ‌هایی مانند EQE و EQS  تنها چند سال دوام آوردند و خیلی زود کنار گذاشته شدند؛ تصمیمی که نه فقط طرفداران بلکه حتی تحلیلگران صنعت خودرو را هم غافلگیر کرد.

چرا شرکتی که زمانی W126 را بیش از ده سال تولید می ‌کرد امروز مدل ‌های جدیدش را دو یا سه ساله حذف می ‌کند؟
ریشه این تغییر فقط یک موضوع نیست؛ ترکیبی از اقتصاد، تکنولوژی، طراحی، رقابت، هویت برند، اشتباهات راهبردی و حتی فشار فرهنگی است. این مقاله تلاشی است برای کالبد شکافی همین پدیده. این ‌که چرا «بنز آهسته و مطمئن»، به «بنزِ پرشتاب اما مضطرب» تبدیل شد.

پایان یک عصر و آغاز سردرگمی

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

توقف زودهنگام مرسدس بنز ‌های برقی درواقع نشانه پایان یک عصر بود؛ عصری که مرسدس می ‌توانست با فراغ ‌بال روی یک پلتفرم بسازد، آن را سال‌ ها صیقل دهد و با کمترین تغییر یک دهه روی خط تولید نگه دارد. در جهان بنزینی، قوانین ثابت بودند و پیشرفت‌ ها تدریجی. اما ورود خودروهای برقی مثل جابه‌جایی ناگهانی زمین زیر پای مرسدس بود. همه اصولی که صد سال با آن ‌ها کار کرده بود از معماری شاسی تا نسبت ‌ها و حتی فرهنگ مهندسی بی ‌معنا شدند.

مرسدس ناگهان با واقعیتی مواجه شد که به آن عادت نداشت: سرعت. فناوری باتری هر سال عوض می‌ شد، استانداردهای جدید ایمنی به ‌سرعت وضع می‌ شدند، چینی ‌ها هر شش ماه یک پلتفرم تازه معرفی می‌ کردند و تسلا بازار را با ریتمی اداره می ‌کرد که برندهای سنتی برایش ساخته نشده بودند. این شتاب چیزی بود که فرهنگ بنز با آن دقت وسواسی و روندهای طولانی توسعه به سختی می ‌توانست با آن کنار بیاید.

مرسدس بنز ‌های برقی محصول همین دوران گذار بودند. ماشین ‌هایی که مرسدس مجبور شد خیلی سریع وارد بازار کند، آن هم پیش از آن‌ که بداند دقیقا آینده خودروسازی برقی چه شکلی خواهد بود. EQ نه یک «جهش تکنولوژیک»، بلکه «عکس‌ العملی فوری» به موج برقی‌ سازی بود. برای همین از ابتدا به ‌جای یک نقطه اوج، بیشتر شبیه یک آزمایش بزرگ به ‌نظر می‌ رسیدند. وقتی نتیجه این آزمایش آن‌ طور که باید جواب نداد، مرسدس راهی جز حذف سریع آن ‌ها نداشت.

به همین دلیل توقف EQ نه فقط تصمیم اقتصادی یا فنی، بلکه اعتراف بی ‌صدا به این بود که عصر جدید قواعدی دارد که با روش قدیمی بنز سازگار نیست. این فصل از تاریخ مرسدس شاید کوتاه بود اما اهمیتش در این بود که نشان داد حتی یک برند افسانه ‌ای هم ممکن است در دوران گذار برای مدتی سرگردان شود.

بحران هویت مرسدس

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

مرسدس همیشه برندی بوده که هویتش بر ثبات و دوام استوار بوده است؛ برندی که مردم از آن انتظار داشتند یک مدل را سال ‌ها بدون تغییر اساسی تولید کند و هر نسل را به ‌جای بازسازی کامل، فقط کامل ‌تر کند. اما ورود خودروهای برقی و سرعت شدید پیشرفت تکنولوژی، این تعادل تاریخی را برهم زد. مرسدس ناگهان در بازاری قرار گرفت که دیگر ثبات را ارزش نمی ‌دانست، بلکه نو بودن و تغییر سریع را معیار برتری قرار داده بود. این تضاد میان میراث دیرینه و فشار بازار جدید مرسدس را وارد دوره ‌ای کرد که می ‌توان آن را بحران هویت نامید.

مسئله از اینجا آغاز شد که رقبای جدید خصوصا تسلا و خودروسازان چینی بدون بار تاریخی و بدون فلسفه سنتی وارد شدند. آن‌ ها محصولاتی ساختند که ذاتا برای به ‌روزرسانی سریع طراحی شده بودند. اما مرسدس مجبور شد برای رقابت با این سرعت از اصولی دست بکشد که دهه ‌ها هویت و اعتبارش را ساخته بود. نتیجه این شد که مدل ‌های برقی مرسدس، مثل EQE و EQS، نه شبیه ادامه منطقی نسل‌ های گذشته‌ اند و نه آن ‌قدر آینده ‌گرا که نماد یک عصر جدید باشند. آن‌ ها در میانه دو جهان گیر کرده‌اند: جهانی که مرسدس می ‌شناسد و جهانی که مجبور است به آن وارد شود.

این وضعیت باعث شده محصول ‌های جدید مرسدس نوعی عدم ‌قطعیت درونی داشته باشند؛ انگار مطمئن نیستند که قرار است نماینده سنت قدیم باشند یا پرچم ‌دار آینده. مرسدس سعی می‌ کند هم به گذشته لوکس و سنگینش وفادار بماند و هم با بازار پرشتاب امروز همراه شود اما همین تلاش دوگانه باعث شده عمر مدل‌ ها کوتاه شود و پروژه ‌ها حالت آزمایشی پیدا کنند. مرسدس بنز ‌های برقی بیشتر شبیه تلاش ‌های سریع یک برند بزرگ برای جا نماندن از رقابت هستند تا ادامه طبیعیِ یک مسیر مهندسی که عمیقا به آن باور داشته باشد.

به ‌طور خلاصه بحران هویت مرسدس نتیجه برخورد مستقیم دو ارزش است: ثبات با سرعت، کیفیت پایدار با نوآوری لحظه‌ ای، سنت با فشار رقابت. این بحران نه‌ فقط طراحی و مهندسی محصولات را تحت‌ تأثیر قرار داده بلکه چرخه عمر مدل‌ ها را هم کوتاه کرده و برند را در موقعیتی قرار داده که هنوز میان گذشته باشکوه و آینده سریعا درحال تغییر تصمیم نگرفته است.

اقتصاد، زنجیره تأمین و فشارهای پنهانی که عمر مدل‌های مرسدس را کوتاه می ‌کنند

یکی از دلایل اصلی کوتاه شدن عمر مدل‌ های جدید مرسدس، فشار اقتصادی و صنعتی عظیمی است که پشت پرده وجود دارد. تولید خودروهای برقی برخلاف خودروهای کلاسیک، هزینه ‌های ثابت بسیار بالایی دارد و هر نسل از تکنولوژی‌ های برقی تقریبا به‌طور کامل نیازمند بازطراحی خطوط تولید است. مرسدس مجبور است به ‌جای چند اصلاح کم‌ هزینه در موتور یا شاسی، کل پس ‌ساختار خودرو از باتری و سیستم ‌های حرارتی گرفته تا معماری الکتریکی را دوباره بسازد. این موضوع باعث می ‌شود ادامه تولید یک مدل قدیمی ‌تر، عملا از ساختن نسل جدید گران ‌تر باشد. بنابراین مرسدس ناچار است خیلی زود مدل را کنار بگذارد تا بتواند سرمایه ‌گذاری ‌های جدیدش را جبران کند.

از طرف دیگر، زنجیره تامین خودروهای برقی هنوز تثبیت نشده و دائما در حال تغییر جهت است. عرضه سلول‌ های جدید باتری، تامین‌ کنندگان تازه، فناوری ‌های شارژ سریع ‌تر و استانداردهای جدید ایمنی، همه باعث می ‌شوند پلتفرمی که امروز ساخته شده فردا ناکارآمد به نظر برسد. مرسدس هم مثل سایر غول ‌های خودروسازی گرفتار همین چرخه است: اگر روی یک پلتفرم قدیمی بماند، از نظر تکنولوژی عقب می‌ افتد؛ اگر پلتفرم جدید بسازد، باید قبلی را سریعا تعطیل کند تا هزینه ‌ها سر به فلک نکشد.

در کنار این مسائل اقتصادی، خود کارخانه ‌ها هم نقش مهمی دارند. مرسدس در ده‌ها کشور تاسیسات تولید دارد و هر خط تولید به ‌صورت اختصاصی برای یک معماری خاص طراحی می‌ شود. وقتی پلتفرمی مانند EVA که EQE و EQS روی آن بودند شکست می ‌خورد یا بازده لازم را ندارد ادامه تولید آن خودروها اتلاف منابع تلقی می ‌شود. برای همین است که مدل‌ ها حتی اگر از نظر مهندسی خوب باشند به ‌دلیل نبود توجیه اقتصادی از روی خط حذف می ‌شوند.

در نهایت باید درنظر گرفت که رقابت فعلی در بازار EV به قدری شدید است که مرسدس نمی ‌تواند مانند گذشته بر سر یک پلتفرم بایستد و آن را طی ده سال صیقل بدهد. اکنون شرکت‌ ها باید به ‌جای تکمیل یک محصول، مرتب محصول بسازند. نتیجه این می ‌شود که عمر مدل ‌ها کوتاه، دوره تولید محدود و سرمایه‌ گذاری‌ ها شکننده به نظر می ‌رسند. EQE و EQS قربانی همین چرخه اقتصادی هستند؛ چرخه ‌ای که تصمیم ‌گیری را نه بر اساس کیفیت محصول بلکه بر اساس بازگشت سرمایه و سرعت رقابت تعیین می‌ کند.

اشتباهات استراتژیک مرسدس؛ وقتی تصمیم ‌های عجولانه به پایان زود هنگام مدل ‌ها ختم می‌ شود

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

در کنار فشارهای بازار و سرعت تکنولوژی، بخش مهمی از مشکل به خود مرسدس بر می ‌گردد؛ به تصمیم ‌هایی که با شتاب، بدون انسجام و گاهی کاملا خلاف فلسفه تاریخی برند گرفته شدند. مرسدس در چند سال گذشته بارها مسیرش را عوض کرده؛ یک ‌بار اعلام کرد آینده کاملا برقی است، بعد گفت تمرکز را روی هیبرید و بنزینی می ‌گذارد، سپس دوباره وعده الکتریکی ‌سازی کامل داد و بعد از آن دوباره عقب نشست. این تغییر جهت‌ های پیاپی باعث شد هیچ پروژه ‌ای فرصت نداشته باشد که عمیق، کامل و پایدار شود. مرسدس بنز ‌های برقی قربانی همین ناپایداری مدیریتی هستند.

یکی از اشتباهات بزرگ، ساخت پلتفرم EVA بود؛ پلتفرمی که با عجله طراحی شد تا مرسدس زودتر وارد بازار برقی شود. اما EVA از ابتدا مشکل داشت: سنگین بود، مصرف بالا داشت، با باتری‌ های نسل جدید سازگار نبود و از نظر نرم‌افزاری چابکی لازم را نداشت. مرسدس می ‌خواست با این پلتفرم رهبر بازار لوکس EV شود اما در عمل محصولاتی ارائه داد که از نظر مصرف انرژی، برد و هزینه تولید توان رقابت نداشتند. نتیجه روشن بود: قبل از آنکه بازار گرم شود، خود مرسدس مجبور شد پروژه را نیمه‌ کاره رها کند.

اشتباه دیگر تکیه بیش‌ از حد به طراحی آینده ‌گرا و فاصله گرفتن از هویت کلاسیک برند بود. مرسدس با سری EQ تلاش کرد شبیه به تسلا شود؛ بدنه ‌های بسیار ساده، خطوط نرم، کابین‌های مینیمال و حس دیجیتالی شدید. اما مشتریان مرسدس به‌خصوص در بخش لوکس، نه فقط دنبال تکنولوژی، بلکه دنبال شخصیت بودند. EQE و EQS نه ‌تنها از رقبای برقی عقب افتادند بلکه با انتظاری که مردم از مرسدس داشتند نیز ناهماهنگ شدند. این تضاد هویتی باعث شد حتی بازار سنتی بنز هم استقبال خوبی نکند.

به ‌هم ‌ریختگی در مدیریت نرم‌ افزار نیز ضربه بزرگی زد. مرسدس سال‌ ها با تاخیر روی سیستم‌عامل اختصاصی خود کار کرد و این تاخیر باعث شد  مرسدس بنز ‌های برقی در زمینه تجربه کاربری، به‌ روزرسانی‌ آنلاین و هماهنگی نرم‌ افزار و سخت‌ افزار عقب بمانند. در دنیای EV، ضعف نرم ‌افزاری به اندازه ضعف مهندسی در موتور مهم است. این ضعف باعث شد مرسدس به‌جای ادامه توسعه نسل اول  EQ، تصمیم بگیرد همه‌ چیز را از نو آغاز کند و همین یعنی توقف تولید زودهنگام.

در مجموع بخش بزرگی از کوتاه شدن عمر  EQها نتیجه تصمیم ‌هایی بود که بر مبنای واکنش و نه استراتژی گرفته شدند. مرسدس به جای اینکه مانند گذشته مسیر را تعیین کند تلاش کرد پشت سر جریان بازار حرکت کند و همین از دست‌ دادن رهبری، عمر محصولاتش را کوتاه، ناپایدار و آزمایشی کرد.

تغییر رفتار مشتریان؛ چرا بازار امروز اجازه نمی ‌دهد یک مدل سال‌ ها دوام بیاورد

دنیایی که مرسدس در آن حکمرانی می ‌کرد دنیایی بود که مشتریان خودرو را یک سرمایه ماندگار می ‌دیدند. خریدار یک S-Class یا E-Class انتظار داشت ماشینش ده سال روی خط تولید بماند زیرا تغییرات نسل ‌ها تدریجی، قابل ‌پیش ‌بینی و آرام بود. اما رفتار مشتریان امروز کاملا متفاوت است. نسل جدید خریداران نه ‌تنها با سرعت تکنولوژی بزرگ شده ‌اند بلکه ذهنیتشان از خودرو شبیه ذهنیتشان نسبت به گوشی موبایل است: محصولی که اگر هر دو سال عوض نشود جذابیتش کم می‌ شود. این تغییر فرهنگی باعث شده برندهایی مثل مرسدس مجبور شوند خودشان را با ریتم مصرف سریع هماهنگ کنند.

در جهانی که مردم هر روز با گوشی ‌ها، سیستم‌ عامل ‌ها، گجت‌ ها و اپلیکیشن ‌های جدید رو به ‌رو می ‌شوند، انتظار دارند خودرو هم همین سرعت را داشته باشد. وقتی یک مشتری می ‌بیند تسلا هر چند ماه یک ویژگی جدید اضافه می‌ کند یا BYD هر سال مدل ‌هایی با برد بالاتر عرضه می ‌کند طبیعی است که یک EQ که چهار سال بدون تغییر بماند قدیمی به نظر برسد حتی  گر از نظر کیفیت و مهندسی همچنان خوب باشد. این تغییر در نگرش مشتریان عمر طبیعی محصول را کوتاه می ‌کند چون ارزش جدید بودن از ارزش پایدار بودن مهم‌ تر شده است.

از طرف دیگر مشتریان امروز به شکل بی ‌سابقه ‌ای به ارزش لحظه‌ ای توجه می ‌کنند. کسی که EQ خریده وقتی می ‌بیند نسخه‌ های جدید با برد بیشتر و قیمت کمتر معرفی می ‌شود احساس می‌ کند ضرر کرده. این احساس، فشار روانی شدیدی برای شرکت‌ هایی مثل مرسدس ایجاد می ‌کند چون هر محصولی که روی خط نگه دارند بلافاصله باید بتواند با نسل جدید رقابت کند. نتیجه این می ‌شود که اگر محصول اندکی از رقبا عقب بیفتد مرسدس ناچار است آن را متوقف کند تا تصویر برندش ضربه نخورد.

نکته دیگری هم هست: مشتریان امروزی نمی ‌خواهند رفتاری که با یک خودرو بنزینی داشتند با یک خودرو برقی هم تکرار کنند. ماشین بنزینی می‌ توانست سال‌ ها بدون تغییر بماند چون ساختارش تثبیت‌ شده بود. اما  EVها همچنان در مرحله کشف و توسعه ‌اند؛ مردم انتظار دارند نسل به نسل بهتر شوند و حتی فاصله دو نسل کوتاه ‌تر باشد. این انتظار باعث شده توقف تولید سریع، نه ‌فقط برای مرسدس بلکه برای اکثر برندهای قدیمی، تبدیل به یک الگوی جدید بازار شود.

به‌ طور خلاصه، رفتار مشتریان از ثبات به سرعت تغییر کرده و مرسدس نمی ‌تواند از این موج فرار کند. تقاضای امروز بازار به‌ گونه‌ ای است که اگر محصولی چند سال بدون تحول بماند دیگر جذاب نیست. همین تغییر نگاه یکی از دلایلی است که  مرسدس بنز ‌های برقی عمر کوتاهی دارند و نمی ‌توانند به نمادهای پایدار تبدیل شوند.

فشار سنت و نوآوری؛ تضادی که مرسدس را از درون می ‌جود

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

مرسدس همیشه برند ثبات بوده است؛ برندی که از گذشته ‌اش قدرت می ‌گرفت و هویتش را روی مهندسی کلاسیک، ایمنی، لوکس‌ گرایی و سنت بنا کرده بود. اما وقتی جهان به ‌سمت برقی‌سازی رفت ناگهان همین هویت به یک مانع تبدیل شد. مرسدس مجبور بود آینده‌ گرا شود ولی هر قدم آینده ‌گرایانه ‌اش انگار با یک طناب نامرئی به گذشته ‌اش بسته بود. EQها قرار بود نشان دهند مرسدس وارد عصر جدید شده اما آنقدر باید فاصله ‌شان با بنزهای واقعی حفظ می ‌شد که خود محصول نصفه ‌نیمه متولد شد؛ نه به اندازه بنزهای بنزینی اصالت داشت، نه به اندازه برقی‌ های خالص، مدرن و رادیکال بود.

این تضاد باعث شد مرسدس بنز ‌های برقی از همان ابتدا شخصیت مشخصی نداشته باشند. مرسدس نمی ‌توانست ظاهر یا کابین آن ‌ها را خیلی آینده ‌نگر طراحی کند چون نگران بود مشتری‌ های سنتی برندش نپذیرند. از طرف دیگر اگر بیش از حد شبیه مدل ‌های بنزینی می ‌شدند از رقابت با برقی‌ های جدید عقب می ‌افتادند. نتیجه این شد که  EQها در برزخی عجیب گیر افتادند؛ محصولاتی که نه سنت را راضی کردند نه آینده را. این وضعیت در بازار امروزی که هویت روشن یک الزام است ضربه بزرگی بود.

نکته مهم ‌تر این است که خود سازمان مرسدس هم با این تضاد درگیر بود. مهندسان قدیمی که سال ‌ها با پیشرانه ‌های بنزینی زندگی کرده بودند نگاه محافظه ‌کارانه ‌ای داشتند؛ مدیران جدید در تلاش بودند شرکت را به سمت فناوری ‌های تازه هل بدهند و بخش بازاریابی می ‌خواست هر دو گروه را همزمان راضی نگه دارد. این سه نیرو مثل سه خط آهن بودند که هیچ ‌وقت به یک ایستگاه مشترک نمی‌ رسیدند. برای همین استراتژی EQ نه شجاع بود، نه هماهنگ؛ بیشتر شبیه تلاش برای قانع کردن همه بود و معمولا وقتی برند بخواهد همه را راضی کند هیچ ‌کس را راضی نمی ‌کند.

در همین زمان رقبای جدید اصلا چنین درگیری ‌ای نداشتند. تسلا، BYD، نیو و شرکت ‌های چینی بدون بار سنت حرکت کردند. آن ‌ها مجبور نبودند DNA صد ساله را حفظ کنند یا نگران خاطره مشتری ‌ها باشند. می‌ توانستند مدل‌ ها را از صفر طراحی کنند، به ریسک ‌های بزرگ تن بدهند و هر ویژگی ‌ای را که لازم است بدون ترس اجرا کنند. همین آزادی عملی که آن ‌ها داشتند و مرسدس نداشت فاصله بازار را روز به ‌روز بیشتر کرد.

مرسدس مجبور شد در نهایت تصمیم بگیرد: یا پیشرفت واقعی، یا وفاداری به گذشته. توقف مرسدس بنز ‌های برقی نتیجه همین تصمیم بود. برند فهمید که نمی ‌تواند آینده را روی پلتفرمی بنا کند که از ابتدا با ترس طراحی شده. EQ پایان راه نبود بلکه پایان یک اشتباه بود. مرسدس پذیرفت که باید یا واقعا برقی شود یا اصلا وارد بازی نشود.

بحران طراحی؛ وقتی زیبایی ‌شناسی مرسدس با دنیای برقی ‌ها قهر کرد

چرا بنز دیگر بنز سابق نیست ؟ بررسی توقف زودهنگام مدل ‌های برقی

طراحی همیشه یکی از ستون ‌های اصلی برند مرسدس بوده؛ خطوط محکم، حجم ‌های عضلانی، تناسبات کلاسیک و آن حس قدرت آرام که در مدل ‌هایی مثل W126 یا W140 به اوج خود می ‌رسید. اما ورود به دنیای خودروهای برقی این فرمول را به‌ هم زد. قوانین طراحی  EVها با قوانینی که مرسدس همیشه می ‌شناخت تفاوت بنیادی داشت: نیاز به آیرودینامیک بالاتر، فضای باتری، حذف جلوپنجره و تغییر تناسبات بصری باعث شدند که زبان طراحی کلاسیک بنز دیگر کاربرد کامل نداشته باشد.

مرسدس تلاش کرد زبان جدیدی بسازد؛ چیزی که آن را «Sensual Purity» می ‌نامید. هدف این بود که خودروها نرم ‌تر، مینیمال ‌تر و آیرودینامیک ‌تر شوند. اما این زبان روی  مرسدس بنز ‌های برقی بیش از حد گرد و بی‌ استخوان شد. خطوط تیز یا تناسبات عضلانی ‌ای که بنز را جذاب می ‌کردند جای خود را به سطوح صیقلی و فرم ‌های حباب‌ مانند دادند. EQE و EQS از نظر مهندسی فوق‌العاده آیرودینامیک بودند اما از نظر بصری روح مرسدس را نداشتند. انگار مرسدس یک لباس ورزشی نخی را به جای کت ‌و ‌شلوار سفارشی پوشیده باشد؛ راحت و کاربردی، اما بی ‌هویت.

این در حالی بود که بازار برقی ‌ها به ‌شدت به هویت بصری حساس است. تسلا با طراحی مینیمال اما تهاجمی جلوه می ‌کند؛ شرکت‌ های چینی جسورانه و رادیکال پیش می ‌روند؛ برندهایی مثل لوسید و ریویان نیز شخصیتی روشن و متمایز دارند. اما  EQها نه به اندازه رقبا آینده ‌نگر بودند و نه به اندازه بنزهای کلاسیک اصیل. این وسط گیر کردن بزرگ‌ ترین ضربه طراحی بود: هیچکس دقیقا نمی ‌دانست EQ قرار است چه نوع مشتری ‌ای را جذب کند.

مشکل بعدی این بود که مرسدس در  EQ ها بیش از حد روی فرم تابع عملکرد تمرکز کرد. برای رسیدن به کمترین ضریب درگ، از ظرافت ‌هایی دست کشید که همیشه بنز را از دیگران جدا می ‌کرد. نتیجه ماشینی بود که عالی در باد می ‌لغزید اما هنگام نگاه کردن، حس وزن، وقار و شکوهی را که مردم از مرسدس انتظار داشتند منتقل نمی ‌کرد. EQS یک سدان پرچم ‌دار بود اما از نمای جانبی بیشتر شبیه یک هاچ ‌بک بزرگ به ‌نظر می‌ رسید؛ چیزی که برای مشتریان کلاس S قابل قبول نبود.

از طرف دیگر کابین ‌های EQ با وجود استفاده از تکنولوژی ‌هایی مانند هایپراسکرین، باز هم در انتقال لوکس بودن مشکل داشتند. الگوهای نورپردازی گسترده، سطوح یک ‌دست و حذف دکمه ‌های فیزیکی باعث شد فضای داخلی بیش ‌تر شبیه یک گجت بزرگ به‌ نظر برسد تا یک مرسدس کلاسیک. مشتریان سنتی بنز این را سرد و بی‌احساس می‌ دانستند در حالی که مشتریان جدید  EVها نیز از این ‌که کابین بیش از حد پر زرق ‌و برق اما نه مینیمال است راضی نبودند.

در مجموع، بحران طراحی EQ نتیجه یک دوگانگی بود: مرسدس می‌ خواست هم آینده ‌گرا باشد، هم اصالتش را از دست ندهد و همین تلاش برای حفظ تعادل، طرح‌ هایی ساخت که از هر دو طرف ناقص بودند. این بحران یکی از دلایل کلیدی بود که مرسدس بنز ‌های برقی نتوانستند جا بیفتند و تولیدشان خیلی زود متوقف شد. مرسدس حالا فهمیده که طراحی آینده باید بازتعریف هویت باشد، نه یک حفظ تناسب میان گذشته و آینده.

جمع‌بندی نهایی: مرسدس در صلیب‌ راه تاریخ

داستان توقف سریع  EQها فقط داستان شکست چند مدل برقی نیست؛ روایت برخورد یک امپراتوری صدساله با دنیایی است که قوانینش یک‌ شبه تغییر کرده ‌اند. مرسدس‌ بنز که زمانی با تکیه بر ثبات، مهندسی آهسته و تکامل پیوسته حکومت می ‌کرد، در دوران برقی ‌سازی با موجی رو به ‌رو شد که سرعت آن با DNA تاریخی ‌اش همخوانی نداشت. EQها محصول دوره ‌ای بودند که مرسدس مجبور بود واکنش نشان دهد، نه رهبری کند و هیچ‌ چیز برای این برند سخت‌ تر از این نیست.

اقتصاد بی ‌رحم بازار EV، هزینه‌ های سنگین تولید، رقابت فشرده چین و تسلا، بحران طراحی، آشفتگی هویت، و کشمکش میان سنت و نوآوری، همه دست ‌به ‌دست هم دادند تا عمر EQ ها کوتاه شود. این خودروها نه آن ‌قدر آینده ‌نگر بودند که نسل جدید مشتریان را جذب کنند و نه آن‌ قدر اصالت داشتند که طرفداران سنتی بنز را حفظ کنند. نتیجه محصولاتی شد که در میانه دو دنیا معلق بودند.

اما توقف مرسدس بنز ‌های برقی نشانه سقوط نیست؛ نشانه بازآفرینی است. مرسدس فهمیده که نمی ‌تواند با سازوکار گذشته وارد آینده شود. برند حالا به ‌سمت معماری‌ های برقی نسل جدید، مدل‌های پیور-الکتریک واقعی و ترکیب دوباره اصالت با نوآوری می ‌رود. مسیر سختی که اما ضروری است.

شاید نسل EQ یک پایان باشد، اما پایان یک اشتباه. مرسدس امروز دوباره در حال یافتن خود است؛ این بار نه با تکیه بر میراث گذشته، بلکه با پذیرش این حقیقت که آینده را تنها برندهایی می ‌سازند که جرت دارند از سایه تاریخ خود خارج شوند.
EQ پایان یک فصل بود؛ اما نقطه آغاز تبدیل شدن مرسدس به نسخه مدرن ‌تر خودش است.

ویدیو های پیشنهادی
آخرین خودرو در شبکه های اجتماعی
توسی

طراحی و کدنویسی سایت آخرین خودرو توسط گروه توسی صورت گرفته است و تمام حقوق قالب آن نزد وی محفوظ میباشد.

X