تاریخچه جگوار ؛ نگاهی به تولد و مسیر شکوفایی این برند افسانهای

ما در این مقاله از آخرین خودرو به بررسی تاریخچه برند محبوب جگوار میپردازیم و داستان این برند را برای شما بازگو میکنیم.
برند Jaguar یکی از نامهای اصیل و ماندگار در صنعت خودروسازی بریتانیا است. این برند به طور کلی از جمله برندهایی است که با طراحیهای لوکس و عملکرد اسپرت شناخته میشود و همواره توجه بسیاری از افراد را به خود جلب میکند. جگوار نیز مانند بسیاری از شرکتهای خودروسازی در طول مسیر خود فراز و نشیبهایی را تجربه کرده و در نهایت موفق شده تا نام خود را برای آیندگان حفظ کند. تاریخچه جگوار داستانی از ترکیب هنر و مهندسی همراه با رگههایی از جاه طلبی است؛ داستانی که از یک کارگاه کوچک آغاز و در نهایت به یکی از شرکتهای خودروسازی لوکس جهان تبدیل شد. برای آشنایی بیشتر با تاریخچه این برند محبوب تا انتهای مقاله همراه ما باشید.
آغاز فعالیت برند جگوار
جگوار نیز مانند بسیاری از شرکتهای خودروسازی که این روزها به شهرت رسیدهاند، در ابتدا کار خود را از یک کارگاه کوچک و در زمینهای دیگر آغاز کرد. این شرکت توسط ویلیام لیونز و ویلیام والمزلی تاسیس شد و در ابتدا این دو فرد به ساخت اتاقک موتور سیکلت مشغول بودند. در سال ۱۹۲۱ والمزلی توانست اتاقک موتور سیکلت را با شکل خاصی طراحی کند و آن را به فروش برساند. ویلیام لیونز به صورت کاملا تصادفی آگهی این اتاقک موتور سیکلت را دید و برای مذاکره با والمزلی راهی کارگاه او شد. در نتیجه دیدار و مذاکرات این دو فرد تصمیم گرفتند تا یک کارگاه اتاقک موتور سیکلت سازی تاسیس کنند. این کارگاه سوالو نام گرفت و به طور رسمی فعالیت خود را در همان سالها آغاز کرد. این دو فرد در کنار ساخت اتاقک موتور سیکلت به ساخت اتاقهایی برای خودرو نیز مشغول بودند و در این زمینه نیز دستی داشتند. در واقع طراحی بدنه و اتاق خودرو باعث شد تا مسیر این شرکت به سمت صنعت خودروسازی نیز کشیده شود.

ورود جگوار به صنعت خودروسازی
به مرور زمان شرکت سوالو در ساخت اتاقک و بدنه خودرو با تجربه شده بود و این دو شریک تصمیم گرفتند تا یک خودروی کامل را طراحی کنند. قبل از اجرای این طرح، والمزلی تصمیم گرفت سهام خود را به لیونز بفروشد و لیونز مسیر شرکت را با ویلیام هینز و هری وسلیک ادامه داد. در سال ۱۹۳۵ شرکت خودروسازی سوالو به طور رسمی شروع به کار کرد. در ابتدای فعالیت این شرکت خودروسازی اساس نامیده شد، چرا که حاصل همکاری سوالو و شرکت استاندارد تریومف بود. پیشرانه خودروهای شرکت سوالو را استاندارد تریومف تامین میکرد و اولین خودروی مشترک آنها یک سدان ۲.۵ لیتری بود که بعدها نسخه روباز آن نیز با پیشرانه ۳.۵ لیتری ساخته و با نام ss جگوار ۱۰۰ معرفی شد.
جگوار و جنگ جهانی دوم
با شروع جنگ جهانی دوم بسیاری از شرکتها در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند و سوالو نیز از جمله شرکتهایی بود که با کاهش درآمد دست و پنجه نرم میکرد. با شدت گرفتن جنگ جهانی دوم مردم به خودروهای لوکس گرایش کمتری نشان دادند و علاوه بر آن متریالهای مورد نیاز ساخت خودرو نیز در بیشتر کشورها کمیاب شد. در آن زمان نام شرکت جگوار اس اس بود که به نام نیروهای نازی شباهت بسیار زیادی داشت و با توجه به همین مسئله این شرکت تصمیم گرفت تا نام خود را تغییر دهد. با توجه به اینکه یکی از اولین مدلهای ساخته شده توسط این شرکت خودروی جگوار بود، لیونز تصمیم گرفت تا همین نام را برای شرکت خود انتخاب کند. علاوه بر تغییر نام، جگوار برنامههای دیگری مثل عدم استفاده از پیشرانههای استاندارد تریومف را نیز دستور کار خود قرار داد. در واقع در این زمان جگوار تصمیم گرفت تا خود به تولید پیشرانههای خودروهایش مشغول شود و پس از موفقیتی که در نسخههای روباز خودروهای خود به دست آورده بود، خودرویی با نام ایکس کی ۱۲۰ طراحی و معرفی کرد. این خودرو یک خودروی اسپرت دو نفره بود که سرعتی نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت را به ثبت میرساند. در همین زمان آستون مارتین نیز از شرکتهایی بود که در زمینه صنعت خودرو فعالیت میکرد و جگوار با ساخت ایکس کی ۱۲۰ یک رقیب جدی برای محصولات این برند شد.

دوران طلایی برند جگوار
در سال ۱۹۵۰ شرکت جگوار تصمیم گرفت تا از شرکت دایملر یک سالن خودروسازی خریداری کند. در کنار خریداری این سالن جگوار حق استفاده از نام دایملر را نیز کسب کرد و تا سالها محصولات لوکس خود را با نام دایملر عرضه میکرد. در همین سالها این شرکت تصمیم گرفت تا جگوار C را برای شرکت در مسابقات اتومبیلرانی طراحی کند. پس از این خودرو نوبت به نسل بعدی آن رسید که D تایپ بود و هر دو خودرو در سالهای حضور در مسابقات به جوایز متعددی دست پیدا کردند. ۲۵ نسخه خیابانی از دی تایپ نیز با نام XKS راهی بازار شد که یک خودرو اسپرت خیابانی نیز بود. در همین سالها یکی از سدانهای لوکس جگوار با نام مارک یک نیز طراحی و عرضه شد. این خودرو یکی از پرفروشترین و موفقترین محصولات جگوار بود، چرا که در طول ۴ سال بیش از ۳۷ هزار دستگاه از آن تولید و عرضه شد.
در همین سالها جگوار دوران طلایی خود را سپری میکرد و جگوار E تایپ را روانه بازار کرد. این خودرو با نام XKE نیز شناخته میشد و یکی از خودروهای اسپرت دونفره لوکس آن زمان بود که رقیبی برای محصولات آستون مارتین نیز به حساب میآمد. XKE توسط سر طراح جگوار مالکوم سایر طراحی شده بود و در طراحی آن توجه خاصی به هواپیماهای جنگنده آن زمان داشتند. اولین نسخههای این خودرو با پیشرانههای ۴.۲ لیتری و ۳.۸ لیتری عرضه شدند، ولی نسخههای بعدی دارای یک پیشرانه ۴.۲ لیتری بودند. پس از مدتی جگوار تصمیم گرفت تا نسخه جدیدی از طراحی مالکوم سایر را با پیشرانه ۱۲ سیلندر خورجینی عرضه کند. تمامی خودروهای تایپ ای جگوار فروش قابل توجهی را به دست آوردند و دوران طلایی این برند را درخشانتر کردند.

دروان افول جگوار
در اواخر دهه ۶۰ میلادی شرکت جگوار به شرکت بریتیش موتور واگذار شد و در همان زمان شرکتهای دیگری مثل تریومف و آستون مارتین نیز به سمت افول و ورشکستگی حرکت میکردند. بحران سوخت باعث شد تا خودروهای پرمصرف متقاضی نداشته باشند و شرکتهایی مثل جگوار که خودروهای پرمصرفی تولید میکردند با مشکلاتی روبرو شدند. با این حال جگوار موتورهای قدرتمند خود را از خط تولید حذف نکرد، ولی تصمیم گرفت تا موتورهای کم حجم را نیز در خط تولید خود قرار دهد. در سال ۱۹۶۸ جگوار ایکس جی یکی از خودروهای جدید این شرکت به عنوان جایگزینی برای ایکس مارک عرضه شد. این خودرو با خودروهای مطرح آلمانی رقابت میکرد و توانست به یکی از خودروهای محبوب آن دوران تبدیل شود. با تولد خودروهای جدید و فروش بالای آنها، جگوار کم کم جان دوباره میگرفت و از افول نجات پیدا میکرد.
تغییر مالکیت جگوار و مسیر پر فراز و نشیب آن
با وجود وضعیت نه چندان مطلوب بسیاری از شرکتها و ناامیدیهای بسیار مدیران جگوار همچنان امیدوار به بهبود شرایط این شرکت بودند. جگوار تصمیم گرفت تا محصولات کمتری را عرضه کند و مسیر خود را بدون ریسک پیش ببرد. در اوایل سالهای ۱۹۸۰ میلادی مدیریت جگوار به جان ایگان واگذار شد و او با تعدیل سنگین نیروها تصمیم گرفت تا از بعضی از هزینهها بکاهد. این شرکت برای سالها فقط محصولاتی مثل ایکس جی و ایکس جی اس را تولید کرد و با فروش این دو خودرو هزینههای لازم را برای پروژههای بعدی به دست آورد. با حضور مجدد این شرکت خودروسازی در مسابقات، زمینه برای تولید خودروهای اسپرت جگوار نیز فراهم شد. خودروهای اسپرت این شرکت با سری ایکس جی آر شناخته میشدند و سری ۱۵ آنها به عنوان یک خودروی سوپر اسپرت خیابانی نیز عرضه شده بود. البته مسیر جگوار به این شکل ادامه پیدا نکرد و در سال ۱۹۸۹ به شرکت فورد واگذار شد. در همین زمان فورد علاوه بر جگوار شرکت آستون مارتین و ولوو را نیز خریداری کرده بود، ولی با وجود مسیر موفق سایر شرکتها، این شرکت نتوانست زیر نظر فورد به فروش خوبی دست پیدا کند. با وجود دست پیدا نکردن به فروش مطلوب و موفقیتهای فراوان همچنان میتوان گفت که در تاریخچه جگوار واگذاری به فورد یکی از روزهای خاص این برند محسوب میشود.

در همین دوران جگوار ایکس جی آر ۱۵ با بدنه فیبر کربن به تولید انبوه رسید و یکی از گرانترین خودروهای آن زمان شد. این شرکت تنها ۵۰ دستگاه از این خودرو را تولید کرد تا بتواند مجوزی برای حضور در مسابقات به دست آورد. با وجود ساخت این خودروها همزمان نمیتوان گفت که جگوار روزهای خوبی را سپری میکرد، چرا که وضعیت مالی این شرکت مطلوب به نظر نمیرسید.
ورود جگوار به دنیای سوپر اسپرت
پس از مدتی خودروی ایکس جی ۲۲۰ جگوار نیز عرضه شد که سریعترین خودروی آن زمان بود. جگوار برای رها شدن از اوضاع نامطلوب مالی خود تصمیم گرفت تا وارد عرصه ساخت خودروهای سوپر اسپرت شود. در مدت دو سال ۲۸۲ دستگاه از این خودرو تولید شد و توانست رقیب جدی برای مکلارن اف ۱ باشد.
فروش جگوار به تاتا موتورز
شرکت جگوار در سال ۲۰۰۷ زیر مجموعههای خود را تعطیل کرد و شرکتهای مختلفی برای خرید این زیر مجموعه اقدام کردند، ولی در نهایت تاتا موتورز موفق شد تا جگوار را خریداری کند. در آن زمان تاتا موتورز با شرکت ماهیندرا رقابت میکرد که هر دو هندی بودند. در سال ۲۰۰۸ جگوار و شرکت لندروور به طور رسمی به تاتا موتورز هندوستان واگذار شدند و این شرکت به سرعت توانست سطوح مدیریتی جگوار را نوسازی کند. در اولین فرصت تاتا موتورز محصولات جدید جگوار را روانه بازار کرد و برای کاهش بسیاری از هزینهها تصمیم گرفت تا از تکنولوژی و دانش جدید استفاده کند. در سال ۲۰۱۰ یک سوپر اسپرت جدید از این شرکت راهی بازار شد که سی ایکس ۷۵ نام داشت. این خودرو نمادی از ۷۵ سالگی جگوار بود و در ساخت پیشرانه و بخش فنی آن تیم فرمول یک ویلیامز همکاریهایی داشتند. در ابتدا تاتا موتورز تصمیم گرفت تا ۲۵۰ دستگاه از این خودروی جدید را عرضه کند، ولی با توجه به مشکلات اقتصادی آن دوران تنها ۵ دستگاه از آن روانه بازار شد که شانس حضور در فیلمهای جیمز باند را نیز پیدا کرد.

پس از مدتی یان کالوم که طراح شرکت فورد بود به تاتا موتورز پیوست و توانست نقش بزرگی در موفقیت خودروهای جگوار داشته باشد. با اینکه او در سال ۲۰۱۹ از جگوار جدا شد، ولی قبل از آن در سال ۲۰۰۶ نسل دوم ایکس کی جگوار و خودروهای دیگری را در کلاس اسپرت کوچک طراحی کرد که موفقیت و فروش چشمگیری داشتند. همچنین اولین کراس اورهای جگوار نیز به دست یان کالوم طراحی شدند و همواره میتوان گفت این فرد نقش بزرگی در موفقیت خودروهای جگوار دارد.
جمع بندی
جگوار در طول تاریخ همواره یکی از خودروسازان لوکس شناخته میشود که میتواند رقیب جدی برای بیامو، بنز و کادیلاک باشد. با این وجود در تاریخچه این شرکت فراز و فرودهای بسیاری دیده میشود و به اندازه شرکتهای ذکر شده موفقیت بالایی کسب نکرده است. با این حال گروه تاتا موتورز هندوستان با تزریق سرمایه به جگوار توانست جانی دوباره به این شرکت بریتانیایی ببخشد و محصولاتی را با فروش مناسب به بازار عرضه کند. با نگاهی به تاریخچه این شرکت خودروسازی میتوان فهمید که تنها خوب بودن برای ادامه مسیر کافی نیست و با توجه به شرایط مختلف باید بهترین بود. با وجود اینکه همواره جگوار یکی از خودروسازان افسانهای و لوکس شناخته میشود، ولی همچنان به نظر میرسد که این برند هیچ وقت موفق نشده تا به اندازه شرکتهایی مثل مرسدس بنز و بیامو مطرح باشد.

نگاهی به تاریخچه آستون مارتین و فراز و نشیب آن
داستان موسلر MT900 ؛ افسانه نا شناخته
لندروور و بازآفرینی کلاسیکها ؛ وقتی دیفندر کلاسیک با رنگهای Octa دوباره جان میگیرد
روایت کمیابترین ماسل کار AMC ؛ داستانی از جاه طلبی، جسارت و فراموشی




